2017/08/18

Petition to facilitate asylum for dissidents of the Islamic regime in Iran

Dear Mr. President,
The travel ban executive order which affects Iranian citizens has halted the asylum process for many dissidents of the Islamic government of Iran, consequently stranding them as refugees in countries such as Turkey or Malaysia. The majority of these individuals are those who have been subjected to torture in prisons of the Islamic regime, those who have been targeted for their religious persuasions, or those who have been persecuted for their sexual orientation, etc.

The travel ban, however, has not been able to prevent entrance of the cronies and agents of the Islamic regime into the U.S.; it has instead blocked the path to political asylum in the United States for dissidents of the regime who have been awaiting completion of the legal process. The journey embarked upon by these brave souls to reach freedom is often a perilous one laden with hardship and hazard, necessitating transitions through multiple countries while enduring adverse conditions en route. These dissidents continue to be pursued and threatened by intelligence elements of the Islamic regime even while abroad and under the auspices of the United Nations.
Unfortunately during President Obama's tenure, a significant number of operatives belonging to the Islamic regime gained entry into the United States, utilizing a variety of methods including political asylum. Upon obtaining legal status, these individuals have proceeded to lobby for the interests and propagate the causes of the regime, participate in and organize expatriate voting in sham elections of the Islamic Republic, infiltrate and report on the activities of expat opposition, not to mention making routine trips to Iran. In contrast, some legitimate Iranian opposition activists whose lives were in jeopardy as a result of their activism and resistance against the occupying theocracy were relegated in priority. Furthermore, during the Obama years an unbalanced proportion of asylums were granted to Syrian refugees at the expense of all others.
We hereby extend a sincere request to the Trump administration to establish an asylum avenue for dissidents of the Islamic regime while implementing the following considerations:
1- Reevaluation of the process by the Asylum Division of USCIS. to prioritize the adjudication of affirmative applications for asylum from individuals facing serious and potentially impending peril, or persons who are high profile dissidents and anti regime activists.
2- Rejection of applications from individuals who have had prior convictions and or criminal records in transition countries such as Turkey, Malaysia, etc., and meticulous analysis to distinguish legitimate asylum applicants from illegitimate ones.
3- Revocation of asylum status of individuals who then travel back to the Islamic Republic post approval, or those who lobby for and support the Islamic regime on U.S. soil, and those who propagate and or participate in the elections of the Islamic regime abroad.
Most respectfully,
Mehdi Mirbagheri
-------------------------------------------------------------------
تقاضا برای بازگشایی راه پناهندگان مخالف حکومت اسلامی ایران
رئیس جمهور ترامپ ، با درود
طرح ممنوعیت سفر ایرانیان به آمریکا باعث شده است که تعداد زیادی از مخالفان حکومت اسلامی ایران که به صورت پناهنده در کشورهایی مانند ترکیه ، مالزی و ... هستند از ادامه روند ورود به آمریکا باز بمانند. بیشتر این افراد کسانی هستند که در زندان های رژیم اسلامی مورد شکنجه واقع شده یا از اقلیت های دینی ایران می باشند یا به علت گرایش های جنسی مشکلات فراوان در ایران داشته اند. که از این دسته می توان مسیحیان، بهاییان، جامعه ال جی بی تی و فعالین سیاسی مخالف حکومت اسلامی را نام برد.
این طرح متاسفانه نتوانسته از ورود عوامل رژیم جمهوری اسلامی ایران به خاک آمریکا جلوگیری کند در مقابل راه را برای مخالفان نظام اسلامی که به صورت پناهنده در کشورهای دوم در شرایط سخت و امنیت بسیار کم منتظر ورود به آمریکا بوده اند بسته است. این مخالفین معمول تحت تهدید های دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی می باشند و در شرایط سختی در کشورهایی که دفتر سازمان ملل در آن قرار دارد زندگی می کنند.
متاسفانه در زمان رئیس جمهور اوباما نیز بسیاری عوامل جمهوری اسلامی ایران با روشهای مختلف و حتی در قالب پناهنده خود را وارد خاک آمریکا کردند که پس از کسب اقامت آمریکا به تبلیغ نظام جمهوری اسلامی ، شرکت در انتخاباتهای رژیم اسلامی و سفر به ایران پرداختند و کسانی که به عنوان فعالین سیاسی واقعی علیه جمهوری اسلامی بودند و جان آنها در خطر بود به عنوان گزینه آخر برای ورد به آمریکا در نظر گرفته شدند.همچنین در دوره اوباما به صورت غیر عادلانه ای پناهندگان ایرانی که جمعیت کوچکی هستند در مقابل جعیت بالایی از پناهندگان سوریه ای نادیده گرفته شدند و بیشتر سهمیه ها به پناهندگان سوریه ای اختصاص داده شد.
از شما تقاضا داریم ضمن بازگذاشتن این راه برای پناهنده های مخالف جمهوری اسلامی این موارد پیشنهادی را نیز تحقق ببخشید :
1-بازبینی در نحوه پذیرش پرونده توسط سازمان آسی ام اسی و اولویت قرار دادن کسانی که به صورت جدی جانشان در خطر است یا از فعالین شناخته شده بر ضد حکومت اسلامی ایران می باشند.
2-جلوگیری از پذیرش کسانی که دارای سو سابقه در کشورهای دوم مانند ترکیه ،مالزی و .. هستند و بررسی دقیق پرونده ها برای تشخیص دادن پناهنده واقعی از پناهنده غیر حقیقی.
3-ابطال پناهندگی کسانی که بعد از گرفتن اقامت به ایران سفر کرده یا از حکومت اسلامی ایران در خاک آمریکا دفاع می کنند یا برای انتخاباتهای رژیم تبلیغ می کنند یا در آن مشارکت می کنند.
با سپاس
مهدی میرقادری 

A brave woman speaks about Oscar Asghar Farhadi



The #Oscars in a way are all about politics. Asghar Farhadi may have won an Oscar, but we Persians are not proud of him at all, nor do we think he represents us. He didn't care when hundreds of innocent people were being tortured and killed by the Islamic Regime in Iran. He is not worthy of our respect or recognition.

2017/08/07

علت دشمنی رژیم آخوندی با مسعود شجاعی در چیست؟

همانطور که شنیده اید در روزهای گذشته خبر بازی مسعود شجاعی و احسان حاج صفی در مقابل تیم باشگاهی موکابی اسرائیل خبر ساز شده و آخوندها و بچه آخوندها و عوامل آنها همه در بوق و کرنا کرده اند که مسعود شجاعی و حاج صفی کار غیر اخلاقی انجام داده اند. اما علت نفرت آخوندها از شجاعی این مساله نیست.

مسعود شجاعی در سال 88 زمانی که مردم ایران در خیابان بودند به علت همراهی و همسویی با ملت ایران با دستبند سبز در یکی از بازی های تیم ملی حاضر شد و این عکس او خاطر ساز شد.

پس از آن در مصاحبه ای که با رادیو فردا داشت از فساد در فوتبال و همچنین تجاوز به کودکان در مدارس فوتبال پرده برداشت و بخاطر همین امر برای او کمیته اخلاقی تشکیل دادند. تصویر زیر مربوط به مصاحبه مسعود شجاعی و رادیو فرداست:

در اینجا می توانید روزنامه تسنیم را ببینید که در باب احضار شجاعی به خاطر این مصاحبه خبری انتشار داده است.

پس از آن مسعود شجاعی در دیدار با روحانی خواستار ورود بانوان ایرانی به استادیوم شد و این موضوع نیز  خبر ساز گردید. و در آخرین موضوع بازی او مقابل تیمی از اسرائیل بوده است که به قولی خط و مرزهای جمهوری اسلامی را زیر پا گذاشته است.

اما جالب هست بدانید جمهوری اسلامی که خود را مدافع مردم فلسطین می داند و برای آنها یقه می دراند تیم ملی فوتبال فلطسین حاضر به بازی مقابل تیم ملی فوتبال ایران نشد ولی در مقابل اسرائیل بازی دوستانه انجام داد.
و جالبتر اینکه بدانید
شعبان، درویش، ابوصالح، اغبریا، غنایم و ابوناهیه از جمله بازیکنان تیم ملی فوتبال فلسطین هستند که در لیگ اسراییل بازی کرده‌اند.

همه ما به خوبی می دانیم که جمهوری اسلامی در 2 رویی شناخته خاص و عام است و این موضوع دشمنی با اسرائیل نیز از آن 2 رویی تاریخی جمهوری اسلامی است.

ما در کنار مسعود شجاعی دلاور شیرازی ایستاده ایم و او را حمایت خواهیم کرد.

برنامه زنده ای در این باب نیز برگزار کردم که از اینجا می توانید ببینید:




2017/07/28

سال 96 سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال و ورشکستگی کارآفرینان ایرانی

سال 96 را سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال نام گذاری کرده اند ولی وقتی به وضعیت کار آفرینان ایرانی نگاه می کنید در میابید این اسم گذاری ها صرفا شعاری بیش نیست و در عمل آقازادگان و نزدیکان حکومتی نه تنها کمکی به تولید اشتغال نمی کنند بلکه هر کس دل در گرو ایران و تولید شغل برای جوانان ایرانی را دارد با ورشکستگی رو به رو می کنند.
نمونه این امر آقای سیروس گلپرور هستند که کارخانه ای برای تولید از مواد بازیافتی ایجاد کرده اند ولی محصولی را که خود دولت به او فروخته را اجازه ایجاد نمی دهد.
در حکومت ملی آینده ایران باید این گونه کار آفرینان را تقدیر کرد چون کار آفرینی اولین گام برای رسیدن کشور به قله های افتخار است.




آقای گل پرور در نامه ای خطاب به روحانی این گونه می نویسد :
جناب آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران با اهداء سلام و تبریک پیروزی شما در انتخابات

اینجانب سیروس گلپرور، در سال 92 با انجام تحقیقات و اخذ مجوزهای لازم از جمله مجوز اداره محیط زیست برای بازیافت کنستانتره آهن از باطله معدن مس مزرعه اهر، سرمایه گذاری و کارخانه ای در نزدیکی این معدن تاسیس کردم و 42 نفر را بکار گرفتم. همزمان با شرکت ملی صنایع مس ایران برای تحویل باطله معدن مس اهر با غنای 32 درصد و بدون فلزات سنگین قرار داد منعقد کردم. با ارسال اولین محموله در همان سال، مشخص شد باطله ارسالی بر خلاف قرارداد،32 درصد آهن نداشته است. بعد از اعتراض من، قرار شد اولین مجموعه را عودت دهیم و محموله جدیدی تحویل بگیریم. اما این بار اداره محیط زیست دخالت کرد و بر خلاف مجوز قبلی، باطله ها را آلوده کننده تشخیص داد و از عودت آنها به معدن و حمل باطله های جدید، جلوگیری کرد. از آن زمان حدود 3 سال می گذرد و در این مدت 42 جوان استخدام شده بیکار شده اند، سرمایه گذاری و کارخانه احداثی به حال خود رها شده من به دلیل خروجی نداشتن پروژه، نتوانسته ام به تعهدات مالی ام به شرکا و طرفهای تجاری ام عمل کنم و برایم حکم جلب صادر شده و مخفیانه زندگی می کنم. خانواده ام متلاشی و سلامتی ام را از دست داده ام... 
در این 3سال، دایم به ادارات مختلف مراجعه کرده ام اما هیچ پاسخ موثری برای حل مشکل نگرفته ام. یا اشتباه را از مدیران قبلی می دانند و از خود سلب مسئولیت می کنند، یا پاسخ سربالا و از سرباز کن می دهند. با اتمام اندوخته مالی ام، امکان پرداخت هزینه های دادرسی هم ندارم. جناب آقای روحانی؛ در این بلایی که سرمن آمده است، چه تقصیری داشته ام؟ از کجا می دانستم شرکت دولتی بر خلاف قراردادش عمل می کند؟ و از کجا باید حدس میزدم نظر اداره محیط زیست عوض می شود؟! جاب آقای رئیس جمهور، با این نوع برخورد شرکت ها و ادارات دولتی، آیا کسی در این کشور، سرمایه گذاری اشتغال زا انجام خواهد داد؟ اکنون بعد از خدا چشم من و کارآفرینان بالقوه به واکنش شما به این مشکل است و امیدوارم با دستور قاطع شما برای جبران خسارتها و راه افتادن این سرمایه گذاری، بذر امید برای عمل به وعده های انتخاباتی جذاب شما در دل همه ملت و کارآفرینان این کشور جوانه زند. سیروس گلپرور 18تیر 1396

2017/07/19

اندرباب ماجرای پهلوان اصغر نحوی پور

پهلوانان نمی میرند. اصغر نحوی پور دلیر مردی که آخوند مزدور رژیم که در حال آزار دختری بود را گوش مالی داد و سپس به صورت ناجوانمردانه با تیر کلاشینکف نیروی انتظامی جانباخته راه جوانمردی شد. 

اصغر نحوی پور که اصالت مازندارانی داشت و از خانواده های با اصالت شهرری تهران بود بدون هیچگونه سابقه جنایی تنها به جرم نجات یک دختر از چنگال آخوند کفتار. 
راه اصغر را ادامه خواهیم داد


ماجرای دقیق متروی شهرری چه بود؟ پهلوانان نمی میرند
**********************************
در آخرین تماس به خانواده مقتول اصغرنحویپور اعلام شده، دنبال تشییع جنازه نباشید!!
(به نقل از آزادی)
ر شرایط سکوت و بعضا دروغگویی علنی مراجع رسمی، جهت شفاف سازی، برای اولین بار جزئیات کامل و دقیق ماجرا به اطلاع عموم میرسد.
روز شنبه ۲۴تیرماه۹۶ ، "اصغر نحوی پور" ۴۶ساله اهل شهرری، خیابان ۲۴متری زکریای رازی، ورزشکار، مربی بدنسازی و مربی کیک بوکسینگ، ساعت ۱۰:۳۰صبح وارد ایستگاه مترویشهرری میشود؛
در بدو مراجعه و قبل از ورود به گیت اصلی متوجه رفتار تند و زننده یک روحانی با یک دختر جوان میشود، وی متوجه میشود که این روحانی( خلیل ذوالفقاری) با لحن تندی به این دختر بخاطر #حجاب وی پرخاش و توهین میکند، وی در حمایت از این دختر از این روحانی میخواهد که رفتار و لحن خود را اصلاح کند که روحانی با وی نیز به تندی برخورد کرده و میگوید:اولا تو دخالت نکن، تو خودت هم مشکل داری، خجالت نمیکشی یقه پیراهنت بازه!
با توهین روحانی، درگیری لفظی بین این دو شدید میشود،در این حین، دختر محل را ترک میکند و روحانی خطاب به مقتول میگوید: میدم پدرت رو دربیارن...! و توهین دیگری هم میکند و سپس به سمت سکوی مترو می رود.
این رفتار روحانی، موجب عصبانیت شدید مقتول شده وبه دنبال او می رود و از بساط یکی از دستفروشان مترو، یک کاتر برمیدارد و از پشت به ذوالفقاری حمله میکند،
پس از درگیری و زخمی کردن روحانی، عمامه وی را در دست میگیرد و با فریاد جملاتی را علیه آخوندها و علیه حکومت میگوید: من بچه ایرانم، از هیچ چیز نمیترسم، ما خسته شدیم از دست اینها، این چه مملکتیه آخوندا درست کردن؟، این چه اسلامیه که این آخوندا آوردن...
در آن زمان در داخل ایستگاه،پلیس حضور نداشته، اما از ساختمان مجاور ایستگاه که یکی از مراکز اصلی استقرار پلیس مترو تهران است، دو مامور درجه دار کادر،بعد از حدود پنج دقیقه میرسند، مامور،تسلط و تجربه کافی نداشته و به همین دلیل به مقتول نزدیک میشود، تیر اول را هوایی میزند، و با نزدیک شدن مقتول به وی بعد از چند ثانیه تیر دوم را بصورت نیمه مایل شلیک میکند،(در چنین شرایطی باید در فاصله دورتر مستقر وبا نشانه گیری از دور،پای متهم را هدف قرار دهد) تیر دوم به بالای ران و پائین پهلوی چپ اصابت میکند و مقتول نقش بر زمین میشود،و دچار خونریزی شدید شده که بدلیل نبود امکانات اولیه، هیچ اقدامی برای جلوگیری از خونریزی وی صورت نمیگیرد، پس از ۱۰دقیقه که نیروهای اورژانس به بالای سر وی میرسند، بعلت حجم زیاد از دست دادن خون، در داخل آمبولانس فوت میکند.
پس از انتشار خبر اولیه ماجرا واعلام اینکه منشاء اصلی حادثه، "امربه معروف" (مزاحمت) روحانی برای یک دختر بوده، این خبر بازخورد منفی در سطح جامعه و بدبینی نسبت به روحانیون را در پی داشت، چرا که افکار عمومی، امر به معروف روحانی را مسبب قتل این فرد میدانستند و از طرفی میتوانست موجب رعب و هراس روحانیون از حضور در جامعه گردد،
از این رو سناریونویسان حکومتی با ارزیابی کلی شرایط، شکل ماجرا را به کلی عوض کردند! و اصل قضیه امر به معروف را انکار نمودند!!
به این ترتیب طبق سفارش،این روحانی که قبلا قاضی بوده و امام جماعت مسجد مرتضی علی محله دیلمان شهرری نیز هست،در اولین مصاحبه خود بعد به هوش آمدن اعلام کرد که بدون اینکه هیچ برخوردی با ضارب داشته باشد، از پشت سر به وی حمله کرده است و ظاهرا با لباس روحانیت مشکل داشته است!!
و همزمان اعلام شد ضارب درشرایط غیرعادی ( مست )بوده است!!
که البته با اعلام نتایج کالبدشکافی پزشکی قانونی اثبات شد که هیچگونه آثار مشروبات الکلی یا موادمخدر در بدن مقتول وجود ندارد!
بدون شک این روحانی، در بیان ماجرا دروغ گفته است، دلایل زیر به وضوح بیانگر این امر است:
۱. شاهدان عینی و تصاویر دوربین‌های مترو شاهد درگیری لفظی این دو بر سر مزاحمت روحانی با یک دختر بوده اند.
۲. حدود یکساعت پس از ماجرا، تمهیدی معاون سیاسی فرمانداری شهرری در مصاحبه با شبکه خبر اعلام کرد که علت ماجرا، "امر به معروف" روحانی بوده است.
۳. بلافاصله بعد از حادثه، خبرنگار صداوسیما، حسینی بای به محل حادثه اعزام و تلاش کرد تا گزارش ماجرا را با حمایت از روحانی و توجیه" امر به معروف" تهیه کند، که انتشار پشت صحنه انتقادات مردمی خود سوژه شبکه‌های اجتماعی میشود! درنهایت این گزارش با محوریت امر به معروف روحانی مجروح،پخش میشود.
بعد از ماجرا، ابتدا به خانواده نحوی پور اعلام میشود که روز دوشنبه جسد وی تحویل میشود اما وقتی خانواده وی مراجعه میکنند از تحویل جسد خودداری کرده و پلیس امنیت، همزمان از چاپ اعلامیه جلوگیری و حجله‌های متوفی را نیز جمع میکند!
و مسجد محل نیز طبق دستور حاضر به اجازه برگزاری مراسم نمی شود!
در آخرین تماس به خانواده اصغرنحوی_پور اعلام شده، دنبال تشییع جنازه نباشید!!

فیلمی که 20:30 شبکه رژیم قصد داشت از این موضوع بسازد و یاران از پشت صحنه  20:30 گرفته اند و دروغ آن را افشا کرده اند : 

2017/07/13

اندرباب منفعت طلبی و مشکلات آن


از بزرگترین مشکلات مردمان ایران منفعت طلبی است. منفعت طلبی شخصی تا آنجا در ذهن مردمان ایران رواج یافته است که این ضرب المثل را برای آن ساخته اند و می گویند : " دیگی که برای من نجوشد می خواهم کله سگ در آن بجوشد"
این مشکل متاسفانه به قدری فراگیر است که روشن فکر و غیر روشن فکر، سکولار یا اسلام گرا ، زن و مرد نمی شناسند و تا مغز استخوان جامعه ما نفوذ کرده است.

این مساله به میزانی تاثیر گذار است که اجازه نمی دهد مثلا 10 نفر در یک گروه جمع شوند چون همه به فکر منفعت شخصی هستند و حتی اجازه ماندن دو نفر در کنار هم را هم نمی دهند. چون معمولا افراد همیشه خود را بر حق دانسته و تمامی حق و حقوق را بر اساس ذهنیت منفت طلبی برای خود در نظر می گیرند و در مخیلات خود فکر می کنند که کار درست را انجام داده و حتی در حال لطف کردن هستند.
راه حل این مشکل بسیار ساده است اما در ذهن افراد منفعت گرا نمی گنجد. اگر همه افراد گروههای خود را از گروه 2 نفر که یک زندگی معمولی باشد تا یک گروه چند هزار نفره که می تواند یک گروه اپوزسیون باشد را یک سیستم فرض کنند و وظایف خود در قبال سیستم را به خوبی انجام دهند از مزایای در کنار هم بودن به خوبی بهره خواهند برد و به اهدافشان خواهند رسید.
اشتباه استراتژیکی که اکثر منفعت گرایان انجام می دهند سریعا بجای تقویت سیستم که می تواند همان گروه 2 تا چند هزار نفره اشان باشد به سمت منافع شخصی پیش می روند و همین عامل باعث شکست و نرسیدن به اهداف خود یا شکست در زندگی خود می باشد.
اسامی مختلفی نیز برای این امر اختراع شده است و اکثر منفعت گرایان خود را انسانهای زرنگ و باهوش می دانند در صورتی که ضرر کنندگان اول این موضوع خود این افراد هستند.
یکی دیگر از نکاتی که همیشه ما به اشتباه برداشت می کنیم این هست که منفعت طلب نبودن به معنی فداکاری بیش از اندازه است که این اشتباه است. دوری از منفعت طلبی شخصی یعنی وظایف خود را در قبال سیستم به صورت عادلانه انجام دهیم نه بیشتر بخواهیم نه کمتر.
در پایان ریشه این امر هم ندانستن یا نفهمیدن سیستم سپاس گذاری است. وقتی که آموزش سیستم سپاس گذاری را به خوبی ندانیم شرایط پیشین و کنونی را به خوبی ندانیم دقیقا حوادثی به مانند شورش 57 اتفاق می افتد که همگی طلبکار شاه مملکت شده بودند که کشور ما را یک قرن به جلو برده بود. چون بجای سپاس گذاری این کار را دقیقا وظیفه فرد می دانسته و حتی عده ای معتقد بودن که در این راه کم کاری نیز شده است.
وقتی سیستم سپاس گذاری با این موضوع که این کارها وظیفه فرد است و حتی باید بیشتر کند عوض شود اولین ضرر کنندگان همان مردم، محیط و جامعه و افرادی است که قدر این سیستم را ندانسته اند.

2017/07/06

بیش از 23 هزارپیام در تویتر در مخالفت با صدای آمریکا و رادیو فردا و مواضع این دو رسانه در حمایت از رژیم اسلامی

تعداد زیادی از کاربران ایرانی برای نشان دادن مخالفت خود با مواضع رادیو فردا و صدای آمریکا در حمایت از رژیم اسلامی در تویتر دست به اعتراض زدند. آمارهای اولیه حاکی از این است که بیش از 23 هزار نفر با هشتگی که خواستار تغییر در صدای امریکا و  رادیو فردا شده است از دولت امریکا به عنوان نهاد تامین بودجه این دو رسانه خواسته اند که تغییرات عمده ای را در ساختار این دو رسانه انجام دهد و عوامل جمهوری اسلامی را که در جهت تبلیغ رژیم اسلامی در این دو رسانه فعالیت می کنند پاکسازی کنند.

لیست آمار را به شرح زیر می توانید ببینید که از سایتی که به بررسی تویتر می پردازد گرفته شده است :

در روزهای گذشته مطلع شدم که محمد رضا یزدان پناه یکی از کارمندان رادیو فردا که مواضع ملی و بر ضد جمهوری اسلامی داشته است از این رسانه اخراج شده است، یزدان پناه در فیس بوک خود می نویسد :
درست در روزهایی که حکم اخراج من به دلایل سیاسی از رادیو فردا نوشته می‌شد، هانا کاویانی، تحلیلگر سابق شرکت آتیه بهار با ارتقای مقام به عنوان یکی از سردبیران رادیو فردا منصوب شد.شرکت آتیه بهار در تهران، در کار دلالی قراردادهای نفتی میان جمهوری اسلامی با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی است. محمد منظرپور و تریتا پارسی نیز پیشتر در همین شرکت کار می‌کردند.

من نیز در سال 2011 در مصاحبه ای که با روزنامه نیویورک پست داشتم نسبت به عملکرد صدای امریکا اعتراض کرده و گفتم این رسانه به صدای رژیم اسلامی تبدیل شده است.
این مصاحبه را از اینجا می توانید ببینید. 

یاد آور می شوم در دیدار هفته گذشته شاهزاده رضا پهلوی با سناتور ارشد جان مک کین ایشان قول دادند که هر چه سریعتر یک تیم را به پراگ مرکز جمهوری چک که رادیو فردا در آن قرار دارد فرستاده تا راجع به تغییرات عمده در این رسانه وارد عمل شوند.
دیدار شاهزاده رضا پهلوی با سناتور ارشد جان مک کین


امیدواریم هر چه سریعتر این دو رسانه از وجود عوامل جمهوری اسلامی پاکسازی و امکان تبلیغات جمهوری اسلامی از طریق این رسانه های در ظاهر بیگانه و در باطن خودی  گرفته شود.

Petition to facilitate asylum for dissidents of the Islamic regime in Iran

Dear Mr. President, The travel ban executive order which affects Iranian citizens has halted the asylum process for many dissidents of t...